خطبه های نماز جمعه 1401/1/12

یکشنبه، 14 فروردین 1401

خطبه اول

 

شیخ حرّ عاملی در کتاب شریف و ارزشمند «وسائل الشیعه»، در کتاب الصوم، و ابتدای باب 17 حدیثی نورانی از کتاب عیون الاخبار الرضا(ع) شیخ صدوق نقل کرده است که فوق‌العاده برای ورود شایسته به ضیافه الله ماه مبارک رمضان راه‌گشا است.
در این روایت وقتی عبد السلام بن صالح هَرَوی در آخرین جمعه ماه معظم شعبان، وارد محضر مبارک حضرت ثامن الحجج(ع) می‌شود، حضرت وی را به اغتنام فرصت باقی‌مانده از این ماه معظم و کسب آمادگی معنوی برای ورود ماه مبارک رمضان توصیه می‌فرمایند.
در متن روایت می‌خوانیم: «در آخرین جمعه ماه شعبان، خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. به من فرمود: “اى ابو صَلْت! بیشترِ شعبان گذشته است و این، آخرین جمعه از آن است. پس در آنچه از آن مانده، کوتاهى‌هایت را در آنچه گذشته است، جبران کن. به کارى روى آور که برایت مفید باشد و آنچه را بیهوده است و به تو مربوط نیست، واگذار.
زیاد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش و از گناهانت به درگاه خدا توبه کن، تا در حالى ماه خدا سوى تو آید که براى خدا خالص شده باشى. هیچ امانتى را بر عهده خویش باقى نگذار، مگر آن که ادا کرده باشى، و هیچ کینه‌اى را در دلت نسبت به مؤمنى نگاه مدار، مگر آن که از دل به در آورده باشى، و هیچ گناهى را که مرتکب مى‌شدى، رها مکن، مگر این که از آن، دست برداشته باشى.
از خدا پروا کن و در نهان و آشکار کارت، بر او توکّل کن «و هر کس بر خدا توکّل کند، او برایش بس است. خداوند، فرمان خویش را پیش خواهد برد. به یقین، خداوند براى هر چیزى اندازه‌اى قرار داده است. و در باقى‌مانده این ماه، زیاد بگو: ” خدایا! اگر ما را در آنچه از شعبان گذشته است، نیامرزیده‌اى، پس ما را در باقى‌مانده آن ببخشاى!”. همانا خداوند متعال، در این ماه به احترام ماه رمضان، بسیارى را [از آتش‌] آزاد مى‌کند”.»
این توصیه سلوکی امام رضا(ع) یک تکمله معنوی دارد که بسیار مهم است و آن این فرمایشی که جناب محدث عاملی از کتاب امالی رئیس المحدثین، شیخ صدوق نقل می‌نماید: «هر که نمى‌تواند کارى کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود بر محمّد و خاندان او بسیار درود فرستد؛ زیرا صلوات گناهان را ریشه کن مى‌کند

خطبه دوم

خطبه دوم:
جایگاه رفیع جمهوری اسلامی در بیان امامان انقلاب
امام خمینی رضوان الله علیه: «حفظ جمهورى اسلامى از حفظ یک نفر- اهمیتش بیشتر است؛(صحیفه امام، ج15، ص365
امام خامنه‌ای مدظله‌العالی: «جمهورى اسلامى، امانتِ تاریخىِ انبیاى عظام الهى است. آرزوى موسى و عیسى و آرزوى همه اولیا و ائمّه بزرگوار ماست که امروز تحقّق پیدا کرده است؛ ولو ناقص. کاملش هم، ان‌شاءالله، در دوران حکومت کبرى‌ و ولایت عظماى حضرت بقیهاللَّه فى‌الارضین، ارواحنا لتراب‌ مقدمه‌ الفداه، ظاهر و آشکار خواهد شد… این را شما باید حفظ کنید.» (15/ 10/ 1373)
به منطق قرآنی، فلسفه‌ی وجودی انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، چیزی نیست جز «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»(نحل:  36)؛ «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(حدید: 25). تحقق این فلسفه متعالی منوط است به دو رکن اساسی اسلامیت و جمهوریت که ملت بزرگوار ایران اسلامی، یک‌بار در همه پرسی فروردین 1358 رسماً به آن «آری» گفتند و در طول این سال‌ها بارها در رفراندوم‌های غیر رسمی نظیر راه‌پیمایی‌های 22 بهمن‌ها، حضور پای صندوق‌های رأی، تشییع پیکر شهدا بویژه تشییع سردار دل‌ها شهید حاج قاسم سلیمانی، به جمهوری اسلامی «آری» گفتند.
جمهوری اسلامی؛ دانشگاه ملت‌سازی است
امام راحل(ره) در دوران دفاع مقدس، جبهه‌های حق علیه باطل را به دانشگاه انسان‌سازی تشبیه فرمود و با این ادبیات فاخر جنگ تحمیلی را با مدیریتی توحیدی، راهبَری نمود. این سیره مدیریت اجتماعی امام(ره) به نوبه خود می‌تواند بهترین الگو برای رهبرانی باشد که می‌خواهند کشور خود را مستقل، مردم‌سالار و ناوابسته به نظام سلطه اداره کنند.
اما «کار بزرگ امام بزرگوار ما این بود که نظریه‌ی جمهوری اسلامی را خلق کرد و آن را وارد میدان نظریه‌های سیاسی گوناگون کرد» (14/ 03/ 1400).
بنابراین به همان نسبتی که جبهه‌ها دانشگاه انسان‌سازی بود، جمهوری اسلامی نیز می‌تواند دانشگاه ملت‌سازی و به تَبَع آن تمدن‌سازی باشد.
رمز و راز ملت‌سازی این دانشگاه نیز، کلید واژه «حضور مردم» است: «مسئله‌ی اصلی، کلید اصلی، اینجا است: حضور مردم در همه‌ی مسائل، حل‌کننده‌ی مشکلات است.
آن چیزی که حضور مردم را تأمین بکند، مردم را تشویق به حضور در عرصه و در میدان بکند -میدان‌های مختلف مورد ابتلای کشور- مغتنم است. و حضور مردم هیچ جایگزین دیگری ندارد؛ هنر اصلی انقلاب هم همین بود؛ هنر اصلی انقلاب این بود که جمهور مردم را از یک مجموعه و توده‌ی منفعل و مصرفی و فاقد یک نگاه ملّی و عمومی، تبدیل کرد به یک مجموعه‌ی پُرانگیزه، علاقه‌مند، همّت‌دار، هدف‌دار، آرمان‌خواه، و وارد میدان کرد؛ کار بزرگ انقلاب این بود »(12/ 05/ 1400).

این خطبه را با ذکر خیری از دو عالم بزرگوار به پایان می‌برم. مرحوم آیت الله حائری شیرازی می‌گوید: «سید آزادگان، مرحوم حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین ابوترابی برایم نقل کرد که در یکی از کمپ‌ها و اردوگاه‌های اسرای ایرانی در عراق، مسئول اردوگاه تغییر کرد و سرهنگ بعثی سخت‌گیری آمد. وقتی دید اسرا به یکی اقتدا کردند و نماز جماعت می‌خوانند، اعلام کرد نماز جماعت ممنوع است و پیش‌نماز را که یک بسیجی کرمانی بود، به دفتر بُرد. کف پایی مفصلی به او زد، ولی او فقط یک کلمه می‌گفت: «یا صاحب الزمان». به اندازه‌ای زدند که فرمانده خسته شد و از این که بتواند با کف پایی او را به زانو درآورد، مأیوس شد. گفت اُتو بیاورید. وقتی اتو را به برق وصل کردند و حسابی گداخته شد، آن را به کف پای پیش‌نماز گذاشتند. پیش‌نماز هم فقط می‌گفت: «یا صاحب الزمان». سرهنگ بعثی منقلب شد. دستور داد پیش‌نماز را به کمپ برگردانند و به اسرا اعلام کرد تا من هستم، می‌توانید نماز جماعت بخوانید. من به امام زمان شما معتقد شدم. این پیش‌نماز از یک مقام مؤثر استمداد می‌کرد. امروز مشکلاتی که استکبار برای نظام ما ایجاد می‌کند مانند تحریم‌ها و… کف پایی است و زبان حال جمهوری اسلامی یا صاحب الزمان است. مقاومت در اثر اتصال است و بالاخره به نتیجه می‌رسد». این اعتقاد زلال به مهدویت، عصاره و شالوده رکن دوم یعنی رکن اسلامیت نظام جمهوری اسلامی است.#

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *